کارخواست زمانی از یک سامانه محتوایی فراتر میرود که مردم را تنها بازیگر میدان نداند و دستگاهها را نیز صرفاً در جایگاه «موضوع ارزیابی» قرار ندهد.
معماری چندبازیگری: هیچکدام از بازیگران بهتنهایی صاحب سامانه یا صاحب حقیقت نیستند.
سامانه کارخواست در مرکز، همه بازیگران به آن متصلاند.
نقشداشتن در کارخواست، لزوماً به معنای «مسئولبودن» برای تحقق آن نیست. یک شهروند گزارشگر است، یک متخصص ارزیاب، یک رسانه روایتگر، یک تشکل تسهیلگر، یک دستگاه متولی رسمی و یک نهاد دیگر همکار یا پشتیبان.
مردم نه صرفاً مخاطب و کاربر، بلکه یکی از ارکان اصلی فرآیند شناخت، مشارکت، رصد و تحققاند. اما مردمیبودن سامانه به این معنا نیست که هر گزارش مردمی بهصورت خودکار حقیقت نهایی تلقی شود.
داده مردمی ≠ حقیقت نهایی؛ داده مردمی = یکی از منابع مهمِ شناخت واقعیت